حسين قرچانلو

136

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

بسيار مقدس بود رفت . به گفتهء هرودوت ، وى موميايى آمازيس را بيرون آورده ، در آتش انداخت . « 1 » كمبوجيه پس از مراجعت از حبشه كه بسيارى از سپاهيانش را نيز از دست داده بود ، گاو آپيس مصريان را كشت و كهنهء مصرى را شلّاق زد و احتمالا در بازگشت به ايران خودكشى كرد . بعدها ، داريوش اوّل به مصر آمد ؛ چون به او خبر داده بودند كه والى ايران در مصر هوس استقلال‌طلبى دارد . داريوش تصميم گرفت مصريها را از خود راضى كند ؛ زيرا كارهاى بىرويهء كمبوجيه آنان را از ايران سخت ناراضى كرده بود . همچنين داريوش وقتى ديد كه مردم مصر به خاطر از دست دادن گاو مقدس خود عزادارند ، براى يافتن گاوى موافق آيين مذهبى آنان جايزه‌اى تعيين كرد . سپس معابد مصريان و راههاى بازرگانى آنان را مرمت كرد ، نيز معادن منطقهء حمّامات را كه از كار افتاده بود مجددا به كار انداخت و حتى ترتيب شبكه آبيارى ايران را به صورت كاريزها و قنوات به مصريها آموخت . سرانجام ، مصريها از اين اقدام داريوش راضى شدند . « 2 » به‌طور كلى ، مصريها از حكومت ايران راضى نبودند و وقتى خبر فتوحات اسكندر را شنيدند ، اميدوار شدند كه از قيد ايران خلاصى يابند ؛ از اين‌رو اسكندر را با آغوش باز پذيرفتند . اسكندر روانهء مصر شد و مردم مصر از او در محلى به نام پلوز « 3 » استقبال كردند . كشتيهاى مقدونى نيز از راه نيل به طرف ممفيس ، پايتخت مصر ، حركت كردند و خود او در ساحل شرقى نيل به شهر هليوپوليس ( شهر خورشيد ) آمد . وقتى اسكندر وارد ممفيس شد ، ثروت و آبادى شهر ، سبب حيرت او گرديد . وى به معبد پتا و گاو مقدس مصريها اداى احترام كرد . مازاسيس ، والى ايران در مصر ، وقتى مقاومت در مقابل سپاه اسكندر را بيهوده ديد ، به استقبال اسكندر رفت و خزانهء ايران را به وى سپرد . « 4 » اسكندر در 323 ق . م در جوانى از دنيا رفت . اما پس از مرگ وى ، بر سر تقسيم ميراث او ، ميان سردارانش نزاع درگرفت . تا آنكه در 312 ق . م ، آنان در تقسيم ممالك

--> ( 1 ) . پيرنيا ، حسن ؛ ايران باستان ؛ ج 1 ، ص 489 - 490 و 492 . ( 2 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 497 - 498 و 566 - 567 . ( 3 ) . Peluse ( 4 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 1352 - 1353 .